مدیریت استراتژیک بازاریابی
استراتژی بازاریابی پاسخ به دو پرسش است: به کدام مشتری خدمت کنیم و چه ارزش متمایزی به او بدهیم. هر تصمیم دیگری — قیمت، کانال، پیام — از این دو پاسخ مشتق میشود.
مدیریت استراتژیک بازاریابی فرایند تحلیل موقعیت بازار، تعیین اهداف بازاریابی، انتخاب بازار هدف و جایگاه، و تخصیص منابع بازاریابی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در بلندمدت است.
ماتریس آنسوف — چهار مسیر رشد
| محصول موجود | محصول جدید | |
|---|---|---|
| بازار موجود | نفوذ در بازار فروش بیشتر به همان مشتریان؛ کمریسکترین |
توسعه محصول محصول جدید به مشتریان فعلی |
| بازار جدید | توسعه بازار محصول فعلی به بازار یا جغرافیای جدید |
تنوعبخشی محصول جدید در بازار جدید؛ پرریسکترین |
ریسک از گوشه بالا-راست ماتریس به سمت پایین-چپ افزایش مییابد. سازمان معمولاً باید ظرفیت رشد از راه نفوذ را تمام کند، پیش از آنکه به تنوعبخشی فکر کند.
استراتژی بر پایه جایگاه رقابتی
- رهبر بازار — گسترش کل بازار، دفاع از سهم، افزایش سهم. بیشترین سهم و معمولاً هدف حملات رقبا.
- چالشگر — حمله به رهبر یا رقبای هماندازه، معمولاً از راه تمایز یا قیمت.
- پیرو — تقلید هوشمندانه بدون تحریک رهبر؛ ریسک کم و نوآوری کم.
- پرکننده گوشه بازار (Nicher) — تسلط بر بخشی کوچک که برای بزرگان جذاب نیست.
اجزای برنامه بازاریابی
- خلاصه مدیریتی و وضعیت فعلی بازار
- تحلیل — SWOT، رقبا، مشتری
- اهداف بازاریابی — کمی و زماندار (سهم بازار، درآمد، آگاهی از برند)
- بازار هدف و جایگاهیابی
- آمیخته بازاریابی — تصمیمهای ۴P یا ۷P
- بودجه و پیشبینی فروش
- برنامه اجرایی و شاخصهای کنترل
سه شاخص کلیدی دیگر: هزینه جذب مشتری (CAC)، ارزش طول عمر مشتری (CLV) و نرخ تبدیل. قاعده عملی رایج آن است که نسبت CLV به CAC بهتر است دستکم حدود سه باشد.
- استراتژی بازاریابی انتخاب بازار و جایگاه است (سطح بلندمدت)؛ برنامه بازاریابی سند اجرایی سالانه؛ تاکتیک بازاریابی اقدام مشخص مانند یک کمپین.
- استراتژی کششی (Pull) تقاضا را در مصرفکننده نهایی میسازد تا او محصول را از کانال بخواهد؛ استراتژی رانشی (Push) محصول را از راه انگیزهدادن به واسطهها به بازار میراند.
- هدف بازاریابی با هدف مالی فرق دارد: «افزایش آگاهی از برند به ۴۰ درصد» هدف بازاریابی است، «رشد ۲۵ درصدی درآمد» هدف مالی.
یک تولیدکننده لبنیات محلی که در استان خود رهبر بازار است، ظرفیت نفوذ را با افزایش سرانه مصرف مشتریان فعلی تمام میکند، سپس با توسعه بازار به استانهای همجوار میرود. ورود همزمان به بازار ملی با محصول کاملاً جدید (تنوعبخشی) در این مرحله بیشترین ریسک را دارد.
واژگان کلیدی
- ماتریس آنسوفAnsoff Matrix
- نفوذ در بازارMarket Penetration
- استراتژی کششی و رانشیPull & Push Strategy
- ارزش طول عمر مشتریCustomer Lifetime Value
- بازده سرمایهگذاری بازاریابیROMI